(اطلاعیه)
8آبان ماه 1388سالگرد درگذشت زنده یاد دکتر قیصر امین پور گرامی باد به همین مناسبت مراسمی در روز دوشنبه 11/8/88بر مزار آن شاعر گرامی برگزار خواهد شدکه اعضای انجمن شعر دزفول می توانند در ساعت 1بعد از ظهر در اداره ارشاد اسلامی دزفول واقع در خیابان کشاورز نبش خ بهشتی حاضر باشند تا از این مکان به سمت شهر گتوند ومزار این شاعر گرامی حرکت کنیم.
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 5:17 PM موضوع | لینک ثابت
جلسه نقد وبررسی وکارگاهی شعر این هفته نیز با حضور اساتید شعر وشاعران دزفول برگزار می گردد اما این هفته متفاوت از هفته های قبل به صورت جشنواره شعر نقطه با همکاری حوزه هنری استان خوزستان برگزار می شود به همین دلیل شاعران فرهیخته ی دزفولی واعضای انجمن شعرا می توانند با ارسال (سه اثر) در موضوع دفاع مقدس یا آزاد در قالب های مختلف شعری به دفتر انجمن شعرا واقع در اداره فرهنگ وارشاد اسلامی ،شرکت نمایند.لازم به ذکر است در بعداز ظهر پنج شنبه این هفته7/8/88در جلسه هفتگی شعر، مورد نقد وبررسی قرار می گیرند وسپس به ده نفر از برگزیدگان 10سکه پارسیان اهدا می گردد گفتنی است به دلیل زیاد بودن اعضای انجمن شعر دزفول احتمالا تعداد جوایز افزایش یابد .
مهمانان ویژه ی این هفته:1-استاد هرمز علی پور(شاعر،نقاد شعر)
2-دکتر ابوالحسنی (استاد دانشگاه)
3-استاد حبیب پیام (جانشین حوزه هنری استان خوزستان )
از تمام علاقه مندان به ادب پارسی ورشد وشکوفایی شعر دعوت شده تا در این جلسه شرکت نمایند.
انجمن شعر دزفول
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 4:55 PM موضوع | لینک ثابت
صد خنجر دشمنانه در پشتم بود يك نامه ي عاشقانه در مشتم بود
اما چه كنم نمي شود پنهان كرد اين حلقه كه در گردن انگشتم بود.
ماقائدتاًدر پي خوبي هستيم چون زاگرس پاك رسوبي هستيم
شرجي پسر كوچك ما خوزيهاست يعني بروبچه ي جنوبي هستيم .
مخفيست به جانمان غمي ناديده بر زخم درونمان نمك پاشيده
لبخند نگو نقشه ي خوزستانست اين خنده كه بر صورتمان ماسيده.
(غلامرضا شرفي)
.............................................................................................................................................................................................
دو پاره خط موازي ،خطوط آه به جا شروع اول بازي،غرور ماه به جا
وفصل بعد يكي مثل من شبيه تو نه كه قال مانده سر ايستگاه چاه به جا
مني كه كم بلدم ترس را گره بزنم دچاروهم نفس هاي راه راه به جا
تبر زدند درختي كه سبز روسريش گذاشت سايه اي از چند اشتباه به جا
پياده قلعه ورخ راواسب را هل داد شلوغ شد ،حركت با وزير شاه به جا
گلوله خون به دل سرخ استعاره كشيد برقص دختر آتش دوپا گناه به جا
نفس ...سه قطره ي خون هي نفس نفس ...كشيد وسوت آخر بازي فقط نگاه به جا
(ابوذر پاكروان)
.............................................................................................................................................................................................
شاعر شدم ودوبيت گويي كردم نسبت به غزل ستيزه خويي كردم
هرچند كه از شعرپرم اما من در مصرف شعر صرف جويي كردم
بايد كه بهار زرد را درك كني تا آتش آه سرد را درك كني
تقصير تو نيست اين نفهميدن ها شاعر نشدي كه درد را درك كني
دلهاي شكسته را غم آگين نكنيد ما را به خلوص خويش بدبين نكنيد
هرچه دلتان خواست به شاعر گفتيد لطفاً به شعور شعر توهين نكنيد
(قاسم سليماني)
.............................................................................................................................................................................................
در رقص نگاهمان كمي غم بد نيست يا زمزمه ي سكوت آدم بدنيست
وقتي كه تمام عشق ها جرم شدند عاشق شدن يواشكي هم بد نيست
آن شهر كه از دور غبارش پيداست بازار كساد كسب وكارش پيداست
امسال ،خدايا تو به ما رحمي كن ((سالي كه نكوست از بهارش پيداست))
(صادق اردو)
.............................................................................................................................................................................................
شليك مي كنم به تودر متن ماجرا يعني تمام شد همه چيز آه...بين ما
زن عاشق است توي پرانتز من آن زنم اقرار كرده ام به همين جرم بارها
چيزي شبيه زخم فرو رفت درتنم درمن كسي نبود توبودي از ابتدا
بايد كمي قدم بزنم روي خا طرات تا روزهاي رفته بگويند يا تو يا...
شليك وبعد دود غليضي درون شعر گيرم نداده بود ترا هم به من خدا
(سامره فرهود)
.............................................................................................................................................................................................
مرا در فضل پاييز جدايي رها كردي و رفتي تا بيايي
كشيدم صد زمستان انتظارت بگو آخر بهارم كي ميايي
مرا جايي به جز درگاه تو نيست حساب كارمن غير از تو با كيست
اگر تو درد ما درمان نسازي بگو تكليف ما بيچارگان چيست؟
مرا بادست خالي آفريدند مرا دراين حوالي آفريدند
به روز خلقتم اين بي خيالان مرا با بي خيالي آفريدند
(علي حسين پور)
.............................................................................................................................................................................................
ما را جدي به زيرآوار بكش در چنگ عقاب دل مرا سار بكش
اين منظره ها براي تو كافي نيست؟ مارا به طناب چوبه ي دار بكش
يك گمشده در عمق كويرم اي عشق در حال وهواي تو اسيرم اي عشق
دست از سراين خسته ي تنها بردار بگذار به درد خود بميرم اي عشق
ويرانه تر از خرابه هاي شوشم از عمق دل شكسته اي مي جوشم
درمن اثر از الهه اي ديگر نيست آتشكده اي قديمي و خاموشم
(اكبرآزاد پور)
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 ساعت 11:23 AM موضوع | لینک ثابت
فراخوان شعر ميلاد امام زمان (عج)
انجمن شعراي دزفول به مناسبت ميلاد با سعادت امام زمان (عج)همايش شعري در روز پانزدهم شعبان برگزار مي نمايد لذا از شاعران عزيز خوزستاني تقاضا مي شود آثار خود را به دفتر انجمن واقع در خيابان كشاورز نبش خ شهيد بهشتي اداره فرهنگ وارشاد اسلامي دزفول تحويل ويا به وبلاگ انجمن ارسال كنند تا پس ازبررسي شعرشان از آنها دراين همايش دعوت به عمل آيد.
....................................................................................................................................................................
جوشش شعري ،كوشش شعري
جهت تمرين شعري هر هفته يك مصراع داده مي شود تا علا قه مندان آن را در قالب دو بيتي ،رباعي ،غزل تكميل نمايند ،سروده هاي ارسالي هرهفته تايپ وتكثير مي شوند ودر روز پنج شنبه در اختيار اعضاي انجمن قرار مي گيرند .تا كنون اين موضوع با موفقيت همراه بوده است .از شاعران وادب دوستان تقاضا مي شود تا مارا دراين رابطه همراهي نمايند.
مصراع اين هفته (دعا كردم دعايم بي اثر بود)
....................................................................................................................................................................
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در دوشنبه پنجم مرداد 1388 ساعت 11:34 AM موضوع | لینک ثابت
نگاه بي روح
از سفر كه بر مي گشست با دو پاي پف كرده
خير مقدمش گفتيم با صداي پف كرده
مي شد از نگاهش خواند خستگي ،عطش ،غم را
قصه اي عجب دارند ديده هاي پف كرده
مهر باني اش گم بود درنگاه بي روحش
ادعاي عشقش بود ادعاي پف كرده
انتظار بي جايي است عاشقانه جان دادن
چون كه عاشقي سخت است در هواي پف كرده
گرگ عاشقي اي واي سير و پر نخواهد شد
هر چه مي خورد از اين بره هاي پف كرده
عاشقانه ها خشكيد عطر سادگي جان داد
آسمان دل پر شد از خداي پف كرده
حرف آن شبش اين بود(( تا ابد بمان)) با من
ناسزاي خوبي بود ادعاي بف كرده
كوچه ها چراغاني است رنگ كودكي زرد است
پشت شيشه ها پيداست يك غذاي پف کرده كرده
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 6:43 PM موضوع | لینک ثابت
هميشه در حضور ذهن من خطور مي كني
هميشگي مرا پراز نشاط و شور مي كني
مرا كه از حقيقتي بنام ((عشق)) عاريم
تو عاشقانه در دلم شبي ظهور مي كني
درست لحظه اي كه من اسير واژه ي ((شب)) م
غزل غزل مرا پراز شكست نور مي كني
گناه و لغزشي اگر نشانه مي رود مرا
تو دور تر مرا ازاين نشانه دور مي كني
وبند بند تكه ي دل شكسته ي مرا
شبيه تنگ ارغواني بلورمي كني
چه خوش خيال امشبم كه مومنانه باز هم
خبر رسيده امشب از زمين عبور مي كني
رضا رياحي
===================================
روي بوم ها
امتدادي سرخ جاري است
تنها مي شد
چاك سم برالواح سپيد را
گريه كرد
هنگام كه
سايه هاي كج در امتداد غروب
نيزه ي سواران مي شد
انكشتان جوهري مان ماند و
طيفي نا تمام
در گلوي آفتاب.
فاجعه
تمام پومادها را
سربريده.......
مهدی سعدون
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 6:42 PM موضوع | لینک ثابت
به عنوان تلاش و تمرين شعری به تعدادی از دوستان
مصرع(من بانگه سرد تو عادت دارم ) داده شد که
ضمن تشکر و سپاس از شاعران فرهيخته سرودها ي
ارسالي به نظرتان می رسد:
+++++++سروده های ارسالی++++++++++
من با نگه سرد تو عادت دارم
از اين همه دشمنی شکايت دارم
از بس به خيال هر شبم سر زده ای
حتی به تخيلم حسادت دارم
*زاهدی علی رضا
---------------------------------
من با نگه سرد تو عادت دارم
از پنجره های بسته نفرت دارم
دنيا همه بازيچه ی دست من و توست
آن لحظه که با ياد تو خلوت دارم
*محسن قمشی
عمري است به خنده ي تو عادت دارم آييـنه ام و بـه مـاه عـادت دارم
اندازه ي يـك پلك نـظر داري و مـن يـك پنجره تا بـهار فرصت دارم
*حيدري آل كثير مرتضي
بـا دفـتـري از نـگاه بـي مـقـدارم از آبـي آسمان غـزل مـي بـارم
بـگذار كه بـگـذرد ز يـادت غـزلـم من با نـگه سرد تو عـادت دارم
مـن بـا نـگـه سـرد تو عـادت دارم بيـمـارم و از عشق عيادت دارم
تـو مثـل خـدا بـارش رؤيـاي مـنـي اين است كه درياي سعادت دارم
*علي پوررضا
مـن با نگـه سـرد تـو عـادت دارم بـا غـمزه و قهر تو قرابـت دارم
اين ناز كرشمه ي تو مهـر اسـت مـرا ايـن مـهر تو را تا به نهايت دارم
*تاج علي
مـن با نـگـه سـرد تو عـادت دارم بر غـير نـيفكني حسادت دارم
درياي نگاه چشم شوخت عمري است گـر سـرد و يا گـرم ارادت دارم
من بانگه سرد تو عادت دارم از جور جفاي تو شكايت دارم
با اين همه گر يك نگه از مهر كني در پاسخ آن باز خجالت دارم
* كيارسي سهراب
من با نگه سرد تو عادت دارم از اين همه سرديت حكايت دارم
با آن همه سردي كه تو با من داري من از دل و جان باز ارادت دارم
*پور اكبري غلامرضا
من با نگه سرد تو عادت دارم از طرز نگاه تو شكايت دارم
با اين همه در كلبه ي تاريكي ها يك پنجره ي رو به سعادت دارم
*لمليكي حسن
من با نگه سرد تو عادت دارم با بي غمي تو من رفاقت دارم
با شيوه ي مهر ورزيت مانوسم از خويش صبورانه شكايت دارم
*سينايي سپيده
من با نگه سرد تو عادت دارم در دوستيت باز سماجت دارم
هرچند مرا ز پيش خود راندي و ليك امروز به قبله ات عبادت دارم
*غلامرضاچناري
من با نگه سرد تو عادت دارم ای گل به رز زرد تو عادت دارم
هرچند که زخم عشق رادر مان نيست عمری است به اين دردتوعادت دارم
*قاسم سليمانی
در جنگ شما قصد شهادت دارم بد جور به چشم تو ارادت دارم
ای معبد زيبای تماشايي من من با نگه سرد تو عادت دارم
*ديناروند هوشنگ
من با نگه سرد تو عادت دارم انديشه مکن قصد ملامت دارم
گرهست مرا به سينه انده وغمی از دست دل خويش شکایت دارم
* پور ذاکرمجيد
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 6:38 PM موضوع | لینک ثابت
قدم ميزنم در انزواي روح خامو
و مرثيه سرا مي خواند تك تك
غزل هاي ابري سياه را
وروح ساكتم مي خزد تا آن دورها
تاسردي سايه ي آن سخره
سايه به سايه در وهمي جادويي ره سپارم
درجنگل درختان بي برگ
روح من متراكم شده به تنهايي
جنگل
وهمراه تك تك درختان بي برگ خرد مي شود
و مرثيه سراي مي سرايد
تك تك روز هاي دردم را آن جا كه
تمام زيبايي جسمم در گذر كند غم به
پيري رسيد
به مرگ انديشيد
روح كوچك و سردم در هر ويرانه اي
مي خزد در كنار هرسايه
سرد و وحشت زده و غمگين
ومرثيه سراي همچنان مي خواند
كه به هرجا بروي
پيش رو غم پشت سر غم
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 6:36 PM موضوع | لینک ثابت
همايش هاي ماهانه ي نقد و بررسي شعردر دزفول همايش اين ماه نيز با حضور شاعران استان خوزستان برگزار خواهد شد از شاعران ،علاقه مندان و ادب دوستان دعوت مي شود شرکت فرمايند.
مهمان و منتقد ويژه ي همايش : سعيد بيابانکي ( شاعر ، نويسنده ومنتقد ادبي)
زمان:جمعه 26/4/88 ساعت 30/8 صبح
مکان : سالن آمفي تياتر اداره فرهنک و ارشاد اسلامي دزفول
براي نقد و بررسي شعر ها در همايش لطفا آثارتان را به دفتر انجمن يا وبلاگ ارسال فرماييد
نشاني: خيابان کشاورز نبش خيابان شهيد بهشتي (تلفن 2240300 )
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 6:34 PM موضوع | لینک ثابت
اولین جلسه ی هفتگی نقد و بررسی و کارگاهی شعر در سال ۱۳۸۸ پنج شنبه ۲۰/۱/۸۸ برگزار می شود از همه ی علاقه مندان دعوت می شود شرکت فرمایند
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 ساعت 1:11 PM موضوع | لینک ثابت
سال نو را به اعضای انجمن شعرای دزفول و ادب دوستان و انجمن های ادبی سراسر کشور تبریک می گوییم و آرزوی سالی سرشار از طراوت و تازگی و موفقیت را داریم
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 ساعت 1:6 PM موضوع | لینک ثابت
اولين نشست رؤساي انجمن هاي شعر خوزستان جهت بررسي
تشكيل مجمع شاعران خوزستان
شعر،رسانه رساي انديشه واحساس وزبان هنرمندانه وبرتر در حفظ و انتقال ميراث گران سنگ فرهنگي و پاسداشت ارزش هاست و به تعبيري سترگ و گويا از(( امام خميني)) ، لسان برتر است.
با اين ديدگاه اولين نشست رؤساي انجمن هاي شعر خوزستان در اداره ي فرهنگ و ارشاداسلامي دزفول به منظور بسط و گسترش و تعميق و ژرفا بخشي شعر بارور خوزستان برگزار گرديد كه در اين نشست به حضور دكتر محمد رضا سنگري به جنبه هاي مختلف موضوع پرداخته شد.
حاضران در اين نشست ضمن تاكيد بر ضرورت تشكيل اين مجمع به طرح ديدگاهها،نظرهاو موضوعات در اين زمينه پرداختند كه مقرر گرديد مجمع شاعران خوزستان مبتني بر اصول و معيارهاي زير در سطح منطقه اي عمل نمايد.
الف – اصول و معيار ها
-- پاي بندي به اصول وارزش هاي ديني،قانون اساسي و نظام مقدس جمهوري اسلامي
--ترويج و تعميق شعر ملتزم و متعهد
--حمايت از انجمن ها و شاعران استان
--تقويت همگرايي شاعران استان با هم وبا ديگراستان ها
--تقويت ادبيات منطقه اي و ملي
--نقد و بررسي شعر و بر پايي همايش ها ي شعري در سطح شهرستان ها، استان و كشور
--ايجاد موقيت هايي براي تعامل و دادو ستد شعري شاعران
--حمايت از شاعران در چاپ مجموعه هاي شعري، با استفاده از همه ي امكانات درون وبرون استان
ب : نيازها و ضرورتها
1- فقدان تشكيلات منسجم،هدفمند و برنامه ريز در حوضه شعر استان
2- ضرورت فعال كردن كانون ها و انجمن هاي شعري در شهرستان ها بر اساس نظام مديريتي در سطح استان
3- زمينه سازي براي ار تباط انجمن هاي شعري شهرستان ها باهم وتبادل تجربه ها وآثار توليدي
4- زمينه سازي براي ار تباط و تبادل تجربه ها ونشست ها وبرنامه هاي مشترك با ديگر استانها
5- برنامه ريزي براي تعميق و اعتلاي شعر استان
6- برنامه ريزي براي چاپ ونشر مجموعه هاي شعري استاني در حوزه هاي گوناگون
7- ايجاد فرصت براي مطالعات و پژوهش ها در حوزه ي شعر استان
8- تكريم و تجليل از شاعران استان
9- باز شناسي چهره ها و شخصيت هاي ممتاز شهري استان وتلاش در چاپ مجموعه هاي شعري و نقد و بررسي آثار شعري گذشته
10- ايجاد موقعيت هاي نقد و تحليل شعر استان و شاعران
11- برگزاري برنامه هاي ملي شعر در سال بر اساس مناسبت ها يا موضوعات استاني
12- مطاله در حوزه هاي ادبي ديگر به ويژه ساحت هاي مرتبط با شعر
ج : برنامه هاي مجمع شاعران استان خوزستان
سامان دهي و اعتلاي برنامه و انجمن هاي شعري با تبادل فكر و تجربه و نشست هاي مشترك
--تأسيس صندوق كمك به شاعران و انجمن هاي شعري
--تأسيس بانك اطلاعات شاعران و شعرخوزستان
--تأسيس كتابخانه ي تخصصي شعر در سطح استان و شهرستان ها
--برگزاري كنگره هاي بزرگداشت شاعران استان
--برگزاري نشست هاي شعري منطقه اي و ملي
--برگزاري جلسات نقد و تحليل
--تشكيل كلاسها و دوره هاي آموزشي
--چاپ كتاب ،گاه نامه ومجلات آموزشي
--تاسيس سايت فعال شعر در استان
--چاپ مجموعه هاي شعري شاعران (فردي و جمعي)
--تعامل با شاعران ديگر استان ها
--تعيين و تثبيت روز شعر استان
--اطلاع رساني به شاعران و انجمن هاي شعري به طور مستقيم
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 ساعت 1:2 PM موضوع | لینک ثابت
بسمه تعالی
جلسه ی هفتگی ، کارگاهی و نقد و بررسی شعر انجمن شعرای جوان این هفته نیز همانند هفته های گذشته در ساعت 5 بعد از ظهر 7/6/87 در محل سالن اداره ی ارشاد برگزار شد ، که آقای حبیب شوکتی یکی از پیشکسوتان شعر دزفول و اعضا ی انجمن شعرا در جایگاه نقد قرارگرفت .
به دلیل سالگرد بزرگداشت اخوان ثالث جلسه ای این هفته به یاد این شاعر زنده یاد اختصاص داده شده .
به طوری که جلسه این هفته با شعر کتیب که از این شاعر پیشکسوت بود آغاز گردید .
نیز در ادامه با طرح زندگی نامه او و مقاله ای در این زمینه به گوشه ای از فراز نشیب ها و جایگاه شعرش پرداخته شد .
و در ادامه به نقد سروده های شاعران جوان پرداخته که می توان به شعر خانم میترا کلانتریان ، خانم سپیده ی سلیمانی ، خانم زهرا آراسته نیا ، خانم ندا زمان ، خانم زهرا سلیمانی ، آقای علی کلانتر ، آقای علی امیدی ، آقای رضا روشنی اشاره کرد و در بخش خوانش شانزده شاعر به قرائت سروده هایشان پرداختند .
از جمله مباحثی که در جلسه مطرح گردید می توان به تخیل و زبان و جایگاه واژه در شعر سپید و گفتار اشاره کرد .
قابل ذکر است که این جلسه نیز با استقبال خوب شاعران روبرو شد و امید است هفته های پر بار تری پیش رو داشته باشیم .
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 12:38 PM موضوع | لینک ثابت
1۴ جلسه ی نقد وبررسی شعر با حضور استاد هرمز علی پور زمان : جمعه ۱۸/۵/87 ساعت 9 صبح مکان : تالار ارشاد اسلامی دزفول شرکت برای عموم آزاد است
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 7:15 PM موضوع | لینک ثابت
معناي دقيق عاشقي سوخـتن اسـت
عمري دو نگاه خود به در دوختن است
تـكـرار هـزار بـاره ي صـحـبـت عشـق
در هاون قلبـت آب را كوفتـن اسـت
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 7:56 PM موضوع | لینک ثابت
سپيده دم بود
و خورشيد براي نفس كشيدن سماق مي مكيد
سايه ي آب روي سقف آسمان مي رقصيد
و كلاغ حك شده بر سايه خبر مي داد
مادري مشتي خاك دزديد
تا دل بسازد
براي كودكي گمنام
از دنياي فراموش شدگان
من به دنيا آمدم
تا چندين سال براي به دنيا آمدنم خزان شود
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 7:54 PM موضوع | لینک ثابت
« Y »
وقتي همه در تو خواب مي روند
پاي آسمان از من
دور مي شود
آن لحظه كه آغوش بازت
با دهاني ديگر
بازگشت مرا خوش آمد گويي مي كند
آهسته تر از دويدنت به دور خود
پايين رفتن را
ايست خبردار تو مي شوم
و بالاتر از ما
درختي كه تو را چنگ مي زند
ياد من را بر تو حك مي كند
درختي ديگر ، دست شكسته
بر روي سينه ام
باران مي گريد
درخت مي گريد
همه مي گريند
از سفر به چند قدم نزديك تر
به خط ابتداي انتها
و از خواب گماني پيوسته بيدار مي شوم
به روشني حقيقي
و جاني به وسعت آزادي
به پاي سبزت مي كارم
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 7:51 PM موضوع | لینک ثابت
صفوف صيقلي گونه هات تا بودست لب ترك زده ام را به بوسه آلودست لبم به تاي لبانت چه سرخ و عنابي ببين چگونه به طاق لبانت آسودست دو لب دو كنده تبدار در مصاف دو چشم دو لب دو كنده كنارش كه آتش و دودست صداي شيون دندان به گوش مي آيد همين كه لب به زبان تو راه پيمودست گرفته راه نفسها به رسم بوسيدن شمار هرم نفس هايمان چه محدودست نگاه، زمزمه ، چشمك پراني از آغاز در امتحان تب تند بوسه مردود است دوباره بي خبر در كلاسمان گويي شروع تازه درس كيا و فرهودست چه امتحاني و درسي برايمان آورد خدا معلم اين درس تا ابد بودست
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 7:47 PM موضوع | لینک ثابت
به اطلاع تمام علاقه مندان به شعر می رسانیم جلسه هفتگی نقد و بررسی شعر این هفته با مهمانان آقای بهمن ساکی و حبیب الله پیام برگزار می شود که شرکت برای تمام علاقه مندان به شعر آزاد می باشد
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 1:47 PM موضوع | لینک ثابت
13 جلسه ی نقد وبررسی شعر با حضور استاد حمید رضا شکار سری زمان : جمعه 7/4/87 ساعت 9 صبح مکان : تالار ارشاد اسلامی دزفول شرکت برای عموم آزاد است
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در چهارشنبه پنجم تیر 1387 ساعت 4:40 PM موضوع | لینک ثابت
می گویند اینجا شهری است
که قامت جوانی اش با آواز موشک های چند متری قدکشیده اند
صدای ما را از پشت ترنم توپ ها می شنوید
اگر ارتفاع خرابه ها بگذارند
می گویند فردا به نظاره خواهیم رفت
فردایی که نیامد ونمی آید
دیروز ستاره های تقدیر را بر دوش کوچه هایی آویختیم
که تقدیر نبود برای همیشه تقدیر شوند
اما کوچه ها هنوز می سوزند
در حریق آژیرها
وقتی که بی ماه زوزه می کشیدند گرگها
وقتی که کودکی بازی گوشی را از یاد برده
وگوشش در حمله ی دیوار صوتی
به هیچ حرفی بدهکار نبود
آن روز مادرم
کرخه را در اضطراب خود می سوزاند
و هنوز دشتهای سبز عباس
بوی سوخته ی دلش را می دهد
کوچه ها می سوختند
وقتی که خواهرم
تکه پاره های سبز برادرش را
در لابلای درختان می جست
وقتی که زیر زمین خانه ما
شب ها به اندازه ی تمام کودکان شهر بزرگ می شد
کوچه ها هنوز می سوزند .
در التهاب زنی
که چادرش را در های و هوی موشک ها گم کرده بود
و در زیر زمین خانه ما – تنها پناهگاه آن روز محله –
رو انداز کودکی من
او را دلخوش کرده بود
من که سالهاست به خود خواهی کودکانه ام
تلخ می خندم
اینجا دزفول است
کوچه ها هنوز در آفتاب می سوزند
صدای ما را می شنوید؟
اگر خاکستر صدایی داشته باشد .
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در شنبه یکم تیر 1387 ساعت 6:51 PM موضوع | لینک ثابت
زندگی دریاست ماهیگیری که دیر یا زود مرگ را به ما هدیه می کند
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در شنبه یکم تیر 1387 ساعت 6:42 PM موضوع | لینک ثابت
می بندم دهان گشاد سرنوشت را
تا قیچی کنید تمام گلیم ها را
شاید تقدیر پایش را کوتاه بکشد
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در شنبه یکم تیر 1387 ساعت 2:16 PM موضوع | لینک ثابت
بسمه تعالی
جلسه نقد وبرسی و کارگاهی شعر انجمن دزفول با حضور دکتر ناصر میرشکاک (شاعر ونقاد)
زمان : پنجشنبه 31/3/87 ساعت 5 بعداز ظهر
مکان: سالن ادره ارشاد اسلامی دزفول
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 1:18 PM موضوع | لینک ثابت
شب باقرص ماه رویایی تو غروب
سیاهی غم هم از چشمان تو طلوع
پیادروها، هم از تکه هایم بالا میروند
تا فرو روم در غم ها
پیچکها قسم خورده بودن
بدورم نتابند تا شاید بیایی
بیایی و بخندی به پیرمردی
که در باجه های تلفن سالهاست با بغض تار می زند
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 1:14 PM موضوع | لینک ثابت
هی غزل شکوه نکن این تب نامیرا را
که گرفته است غمی شهر الفباها را
مثل یک شعر که در لحظه ای الهام شود
چشمی انگار به هم ریخته یک دنیا را
هم از آن دست که دلشوره بیاید، چشمم
دید- همپای تب چشمه – رخ زیبا را
دلم از چشمه سرازیر شد و راه افتاد
که تماشا کند از دور دل دریا را
تا نفس تازه کنم آب شد و رفت زمین
پس از آن همهمه شد اهل ده بالا را
شستم از خواب شبانگاه خودم شد آگاه
نی چوپانیم افتاد، دلم ریخت، خدا! سارا را
- نکند خان به عروسی! نه محال است، محال
بعد گفتند که او گم شده، گم ، هر جا را -.
گشته اند و خبری نیست از او شاید هم
به ارس داده تن خسته ی بی همتا را
مادیان هی کن و گو تا که شبانان از پی
شاید آن زلف رها بشنود این هی ها را
خسته از رود ارس آمده ام تا اروند
که بزرگی کند و پس بدهد سارا را.
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 1:9 PM موضوع | لینک ثابت
یک ورق بودم زیر قلمت خط خوردم
بوسه ی پُرتَرَکِ لب زدنت را بُردم
اشک یک واژه شدم پای دلت باریدم
تنش حنجره خوابید و به یادت مُردم
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 1:3 PM موضوع | لینک ثابت
مابين هزار دست ِرد سرگردان
بي عشق، وراي نيك و بد سرگردان
از روز ازل در پي تصوير زني
در من مردي ست تا ابد سرگردان
محسن دادرس
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 1:2 PM موضوع | لینک ثابت
بسمه تعالی
گزارش همایش شعر عروج آفتاب و نقد و برسی شعر
همایش شعر عروج آفتاب که به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه (س) و سالگرد ارتحال امام خمینی (ره ) برگزار شده بود .
پس از نام و یاد خداوند کریم و قرائت شعری برای حضرت فاطمه (س) آغاز شد سپس درباره ی شعر های آئینی مطالبی توسط غلامرضا کاج بیان شد که در قسمتی از آن به جایگاه شعر آئینی در ادبیات ایران و جای پای آن در شعر شاعران گذاشته و شاعران معاصر پرداختند و در ادامه گفتند شعر آئینی بخشی از ادبیات را تشکیل داده است که در ادبیات ما قابل توجه و بررسی است امّا پرداختن به شعر آئینی خود دارای مشخصه هایی است که یکی از آنها می تواند شعر روایی باشد که آنچه مسلّم است در سرایش شعر آئینی نباید نقش زبان ، احساس ، تخیل و عاطفه را نادیده گرفت نیز شاعر باید بکوشد که از نظر مفاهیم بین امروز و آنچه اتفاق افتاده با زبانی گیرا پیوندی زیبا ایجاد نماید
در ادامه به اتفاق دوستان قدیمی انجمن و تعدادی از اساتید دانشگاه به نقد و بررسی سروده ها پرداخته شد و در بخش شعر خوانی همایش ، شاعران پیش کسوت و شاعران جوان به قرائت تازه ترین سروده هایشان پرداختند در این جلسه که از ساعت 5 الی 8:30 بعد از ظهر پنج شنبه مورخ 16/3/87 ادامه داشت مسئول انجمن شعر از شاعرانی که در بین حاضران حضور داشتند ، خواست برای پیوستن به اعضای انجمن با مراجعه به دفتر انجمن شعر ، با تکمیل کردن فرمهای مربوطه و ارائه مدارک لازم ( عکس ، کپی شناسنامه ) اقدام کنند.
همچنین اظهار داشتند انجمن شعر دزفول فضایی است برای رشد و تعالی ادبیات دزفول واستان خوزستان ، پس این انجمن از هرکسی که حتی دو بیت شعر گفته باشد با آغوش باز استقبال می کند .
در این جلسه شاعران زیر به قرائت سروده هایشان پرداختند
1- کبری نساروند 2- سیمین بهفر 3- صادق امامی نژاد
4- اسحاق تیریان ۵- سعید سروش راد ۶- نیک روش ۷- ترنم رحیمی
8- سپیده سلیمانی۹- عبدالصمد آبروشن۱۰ - خورشید سیاح
11- حسین ستاره ۱۲- فروغ حسن پور۱۳- مریم توکلی پور
14- پیمان سپهری ۱۵- زهرا آراسته نیا۱۶- مجید حمدانی (شوش)
17- زهرا سلیمانی۱۸- سارا نوری۱۹- نا هید اصول زاده
20- نسرین جمال زاده۲۱- اصول زاده
22- محمد حسین پیمان زاده۲۳- معصومه زینی زاده
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت 7:23 PM موضوع | لینک ثابت
همایش شعر عروج آفتاب و یژه شهادت حضرت فاطمه (س) و سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره)
زمان : پنج شنبه 16/3/87 ساعت 5 بعد از ظهر
مکان : سالن اداره ارشاد اسلامی
واقع در خ کشاورز ، نبش خ شهید بهشتی
تلفن : 2223113- 2240300
- انجمن شعرای دزفول
- اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 8:41 PM موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
باسلام خدمت دوستان عزیز.به وبلاگ انجمن شعر دزفول خوش آمدید.نظر یادتون نره.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
|
<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->
|
|