نگاه بي روح
از سفر كه بر مي گشست با دو پاي پف كرده
خير مقدمش گفتيم با صداي پف كرده
مي شد از نگاهش خواند خستگي ،عطش ،غم را
قصه اي عجب دارند ديده هاي پف كرده
مهر باني اش گم بود درنگاه بي روحش
ادعاي عشقش بود ادعاي پف كرده
انتظار بي جايي است عاشقانه جان دادن
چون كه عاشقي سخت است در هواي پف كرده
گرگ عاشقي اي واي سير و پر نخواهد شد
هر چه مي خورد از اين بره هاي پف كرده
عاشقانه ها خشكيد عطر سادگي جان داد
آسمان دل پر شد از خداي پف كرده
حرف آن شبش اين بود(( تا ابد بمان)) با من
ناسزاي خوبي بود ادعاي بف كرده
كوچه ها چراغاني است رنگ كودكي زرد است
پشت شيشه ها پيداست يك غذاي پف کرده كرده
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 6:43 PM موضوع | لینک ثابت
هميشه در حضور ذهن من خطور مي كني
هميشگي مرا پراز نشاط و شور مي كني
مرا كه از حقيقتي بنام ((عشق)) عاريم
تو عاشقانه در دلم شبي ظهور مي كني
درست لحظه اي كه من اسير واژه ي ((شب)) م
غزل غزل مرا پراز شكست نور مي كني
گناه و لغزشي اگر نشانه مي رود مرا
تو دور تر مرا ازاين نشانه دور مي كني
وبند بند تكه ي دل شكسته ي مرا
شبيه تنگ ارغواني بلورمي كني
چه خوش خيال امشبم كه مومنانه باز هم
خبر رسيده امشب از زمين عبور مي كني
رضا رياحي
===================================
روي بوم ها
امتدادي سرخ جاري است
تنها مي شد
چاك سم برالواح سپيد را
گريه كرد
هنگام كه
سايه هاي كج در امتداد غروب
نيزه ي سواران مي شد
انكشتان جوهري مان ماند و
طيفي نا تمام
در گلوي آفتاب.
فاجعه
تمام پومادها را
سربريده.......
مهدی سعدون
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 6:42 PM موضوع | لینک ثابت
به عنوان تلاش و تمرين شعری به تعدادی از دوستان
مصرع(من بانگه سرد تو عادت دارم ) داده شد که
ضمن تشکر و سپاس از شاعران فرهيخته سرودها ي
ارسالي به نظرتان می رسد:
+++++++سروده های ارسالی++++++++++
من با نگه سرد تو عادت دارم
از اين همه دشمنی شکايت دارم
از بس به خيال هر شبم سر زده ای
حتی به تخيلم حسادت دارم
*زاهدی علی رضا
---------------------------------
من با نگه سرد تو عادت دارم
از پنجره های بسته نفرت دارم
دنيا همه بازيچه ی دست من و توست
آن لحظه که با ياد تو خلوت دارم
*محسن قمشی
عمري است به خنده ي تو عادت دارم آييـنه ام و بـه مـاه عـادت دارم
اندازه ي يـك پلك نـظر داري و مـن يـك پنجره تا بـهار فرصت دارم
*حيدري آل كثير مرتضي
بـا دفـتـري از نـگاه بـي مـقـدارم از آبـي آسمان غـزل مـي بـارم
بـگذار كه بـگـذرد ز يـادت غـزلـم من با نـگه سرد تو عـادت دارم
مـن بـا نـگـه سـرد تو عـادت دارم بيـمـارم و از عشق عيادت دارم
تـو مثـل خـدا بـارش رؤيـاي مـنـي اين است كه درياي سعادت دارم
*علي پوررضا
مـن با نگـه سـرد تـو عـادت دارم بـا غـمزه و قهر تو قرابـت دارم
اين ناز كرشمه ي تو مهـر اسـت مـرا ايـن مـهر تو را تا به نهايت دارم
*تاج علي
مـن با نـگـه سـرد تو عـادت دارم بر غـير نـيفكني حسادت دارم
درياي نگاه چشم شوخت عمري است گـر سـرد و يا گـرم ارادت دارم
من بانگه سرد تو عادت دارم از جور جفاي تو شكايت دارم
با اين همه گر يك نگه از مهر كني در پاسخ آن باز خجالت دارم
* كيارسي سهراب
من با نگه سرد تو عادت دارم از اين همه سرديت حكايت دارم
با آن همه سردي كه تو با من داري من از دل و جان باز ارادت دارم
*پور اكبري غلامرضا
من با نگه سرد تو عادت دارم از طرز نگاه تو شكايت دارم
با اين همه در كلبه ي تاريكي ها يك پنجره ي رو به سعادت دارم
*لمليكي حسن
من با نگه سرد تو عادت دارم با بي غمي تو من رفاقت دارم
با شيوه ي مهر ورزيت مانوسم از خويش صبورانه شكايت دارم
*سينايي سپيده
من با نگه سرد تو عادت دارم در دوستيت باز سماجت دارم
هرچند مرا ز پيش خود راندي و ليك امروز به قبله ات عبادت دارم
*غلامرضاچناري
من با نگه سرد تو عادت دارم ای گل به رز زرد تو عادت دارم
هرچند که زخم عشق رادر مان نيست عمری است به اين دردتوعادت دارم
*قاسم سليمانی
در جنگ شما قصد شهادت دارم بد جور به چشم تو ارادت دارم
ای معبد زيبای تماشايي من من با نگه سرد تو عادت دارم
*ديناروند هوشنگ
من با نگه سرد تو عادت دارم انديشه مکن قصد ملامت دارم
گرهست مرا به سينه انده وغمی از دست دل خويش شکایت دارم
* پور ذاکرمجيد
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 6:38 PM موضوع | لینک ثابت
قدم ميزنم در انزواي روح خامو
و مرثيه سرا مي خواند تك تك
غزل هاي ابري سياه را
وروح ساكتم مي خزد تا آن دورها
تاسردي سايه ي آن سخره
سايه به سايه در وهمي جادويي ره سپارم
درجنگل درختان بي برگ
روح من متراكم شده به تنهايي
جنگل
وهمراه تك تك درختان بي برگ خرد مي شود
و مرثيه سراي مي سرايد
تك تك روز هاي دردم را آن جا كه
تمام زيبايي جسمم در گذر كند غم به
پيري رسيد
به مرگ انديشيد
روح كوچك و سردم در هر ويرانه اي
مي خزد در كنار هرسايه
سرد و وحشت زده و غمگين
ومرثيه سراي همچنان مي خواند
كه به هرجا بروي
پيش رو غم پشت سر غم
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 6:36 PM موضوع | لینک ثابت
همايش هاي ماهانه ي نقد و بررسي شعردر دزفول همايش اين ماه نيز با حضور شاعران استان خوزستان برگزار خواهد شد از شاعران ،علاقه مندان و ادب دوستان دعوت مي شود شرکت فرمايند.
مهمان و منتقد ويژه ي همايش : سعيد بيابانکي ( شاعر ، نويسنده ومنتقد ادبي)
زمان:جمعه 26/4/88 ساعت 30/8 صبح
مکان : سالن آمفي تياتر اداره فرهنک و ارشاد اسلامي دزفول
براي نقد و بررسي شعر ها در همايش لطفا آثارتان را به دفتر انجمن يا وبلاگ ارسال فرماييد
نشاني: خيابان کشاورز نبش خيابان شهيد بهشتي (تلفن 2240300 )
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 6:34 PM موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
باسلام خدمت دوستان عزیز.به وبلاگ انجمن شعر دزفول خوش آمدید.نظر یادتون نره.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
|
<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->
|
|