هميشه در حضور ذهن من خطور مي كني
هميشگي مرا پراز نشاط و شور مي كني
مرا كه از حقيقتي بنام ((عشق)) عاريم
تو عاشقانه در دلم شبي ظهور مي كني
درست لحظه اي كه من اسير واژه ي ((شب)) م
غزل غزل مرا پراز شكست نور مي كني
گناه و لغزشي اگر نشانه مي رود مرا
تو دور تر مرا ازاين نشانه دور مي كني
وبند بند تكه ي دل شكسته ي مرا
شبيه تنگ ارغواني بلورمي كني
چه خوش خيال امشبم كه مومنانه باز هم
خبر رسيده امشب از زمين عبور مي كني
رضا رياحي
===================================
روي بوم ها
امتدادي سرخ جاري است
تنها مي شد
چاك سم برالواح سپيد را
گريه كرد
هنگام كه
سايه هاي كج در امتداد غروب
نيزه ي سواران مي شد
انكشتان جوهري مان ماند و
طيفي نا تمام
در گلوي آفتاب.
فاجعه
تمام پومادها را
سربريده.......
مهدی سعدون
نوشته شده توسط انجمن شعر دزفول در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 6:42 PM موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
باسلام خدمت دوستان عزیز.به وبلاگ انجمن شعر دزفول خوش آمدید.نظر یادتون نره.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
|
<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->
|
|